تبليغاتX
با فاطمه الزهراء



با فاطمه الزهراء  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح قالب
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



 

آرشیو :


جايگاه زن در اعصار و ملل
جیگاه زن بعد از اسلام
جیگاه زن قبل از اسلام

آرشيو پيوند هاي روزانه


 

لینکدونی :

گالري قالب وبلاگ



 

نويسنده :

غلام اهل بیت

 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ :


 


طراح قالب :

گالري قالب وبلاگ































Design : LearningBet





 

     

        السلام علیک یا سیده نساء العاملین، 
                              من الاولین والاخرین

      السلام علیک یا زوجه ولی الله و خیرالخلق                                                 بعد رسول الله!



+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/14ساعت 16:11  توسط غلام اهل بیت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 در آستان فاطمه(س)...


سلام بر تو ای دخت پیامبر! سلام بر تو ای همسر ولی خدا! سلام بر تو ای مادر حسن و حسین که سرور جوانان بهشتی اند!

درود بر تو ای بانوی شهیده ی صدیقه! درود بر تو ای  حوریه ی انسیه! درود بر تو ای ستم دیده! درود بر تو، و گل باران باد پیکر پاکت!

... زهرا گفتن، خود مناجات است، عشق ورزیدن به تو، خودعالمی است! اندیشیدن به تو، خود مائده ای آسمانی برای روح و جان است!

همه ی بزرگان و اندیشمندان از مدح و ثنای تو بازمانده اند... پس من چگونه می توانم در وصف توای فاطمه اطهر، قلم بفرسایم...؟



+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11ساعت 1:45  توسط غلام اهل بیت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 جايگاه زن در دنياى كنونى غرب


زن به مجردى كه ازدواج كند، تغيير اسم مى‏دهد، يعنى نام و نام خانوادگى‏اش را از دست مى‏دهد و رسماً در اسناد، كارنامه‏هاى تحصيلى، شناسنامه، گذرنامه و در همه جا نام خانوادگى شوهر، جانشين نام خانوادگى‏اش مى‏شود. اين بدان معناست كه زن، خود هيچ است، وجود ذاتى ندارد، تا وقتى كه در خانه پدر است، با نام او زندگى مى‏كند و زمانى كه به خانه همسرش مى‏آيد، باز هم از داشتن نام و ارزش و اعتبار محروم است.
در دفاتر رسمى مربوط به زنان متأهل اروپايى از دو نام سؤال مى‏شود: اول مى‏پرسند نام فعلى‏اش كه پس از ازدواج گرفته است و نام خانوادگى همسرش چيست؟
سؤال دوم اينكه وقتى كه دخترى جوان و مجرد بود، نام خانوادگى‏اش چه بوده است؟
در حقيقت، زن متعلق به صاحبخانه است. در خانه پدر كه بود، نام خانوادگى پدر،و به خانه شوهر كه آمد، نام خانوادگى شوهر را به خود گرفت.(1)
در فرانسه، زن پس از جدا شدن از شوهرش، كوچكترين حقى نسبت به فرزندش ندارد.(2)
اين‏گونه قوانين ظالمانه، هم‏اكنون در فرانسه كه مهد تمدن اروپايى است، اجرا مى‏شود. تمدنى كه به غلط، نام آن تمدن گذارده شده و در حقيقت توحش، ددمنشى و ديوسيرتى است. كدام وجدان بيدار مى‏پسندد كه عواطف مادرى يك مادر را بشكنند و او را از ساده‏ترين و طبيعى‏ترين حقوق كه همان رابطه يك مادر با فرزند است، بازدارند؟ حقى كه حيوانات هم از آن برخوردارند.
تورات فعلى، زن را تلخ‏تر از مرگ معرفى مى‏نمايد و معتقد است كه زن نمى‏تواند به كمال برسد. (3)
اين همان يهودى است كه به غلط خود را نسل برتر و از نژاد پاكتر مى‏داند و معتقد است كه يهود در ميان ملل متمدن، پاكترين نژاد است.
به قول «ناهوم گلدمن» كه از بنيان‏گذاران نظام كنونى اسراييل است: «مردم يهود يك پديده تاريخى و استثنايى هستند.»(4)
با اين وصف، او براى زن نقص ذاتى قايل است و معتقد است كه هيچ‏گاه زن عامل نيكبختى نبوده است، بلكه همانند مرگ براى آدمى، شرنگ تلخ و ناگوار است.
مجله «اسلاميك ريويو» چاپ لندن مى‏نويسد: «وضع اسلام در مورد زن از اين لحاظ جالب است كه اسلام در هزار و چهارصد سال پيش براى زنان حقوقى تثبيت كرد كه زنان انگلستان فقط در نيمه‏ى اول قرن بيستم، به وسيله طرحى كه در پارلمان به تصويب رسيد، از آن برخوردار شدند.» (5)
«صدرالدين بلاغى» در كتاب «برهان قرآن» مى‏نويسد: «طبيعت اروپايى به خاطر خودخواهى و غرور، هيچ‏گاه به مرد اجازه نمى‏داد كه از روى ميل و رغبت و به پيروى از فضيلت و مروت، از زن در وضعى آبرومند نگهدارى و سرپرستى كند. انقلاب صنعتى، زنان و كودكان را به كار در كارخانه‏ها واداشت و در نتيجه، روابط خانوادگى از هم گسيخت و زن ناچار شد براى تأمين معاش خود، در كارخانه‏ها وارد عرصه مبارزه و رقابت شود و آبرو و نيازهاى روحى و مادى خويش را بر سر اين كار بگذارد، زيرا مرد از او نگهدارى نمى‏كرد و كارخانه‏ها نيز ضعف و بيچارگى و احتياج او را مورد سوءاستفاده قرار دادند و با آنكه ساعات كارش بيشتر از مرد بود، دستمزدى بسيار كمتر از دستمزد مرد برايش تعيين كردند.» (6)
در هندوستان، زن «هندو» تا زمانى كه در خانه پدرش زندگى مى كند، تابع پدر است و اگر به خانه شوهر برود، تابع او خواهد بود، اگر پسر نداشت، تابع خويشاوندان پدرى و در صورت نبودن آنها تابع پادشاه يا حاكم عصر خودش است. (7)
بنابراين، يك زن «هندو» هيچ‏گاه استقلال و آزادى ندارد و هميشه محكوم به تبعيت از ديگران است.
مشركين عرب، شير و بچه‏اى را كه در شكم بعضى از چهارپايان بود، به مردان اختصاص مى‏دادند و بر زنان حرام مى‏دانستند و زنان نمى‏توانستند از آن استفاده كنند. (8)



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 13:11  توسط غلام اهل بیت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 شخصيت زن از ديدگاه پيامبر (ص)


پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم نسبت به زن احترام خاصى قايل بود و مرتباً درباره محبت و مهربانى و مداراى با آنها سفارش مى‏كرد، به زنان سلام مى‏كرد و مكرر مى‏فرمود:
من از دنياى شما سه چيز را دوست مى‏دارم و آن سه چيز عبارت‏اند از: عطر، زن و نماز كه روشنى چشم من است. (1)
ناگفته پيدا است كه اين سخن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به خاطر شهوت و غريزه جنسى نبود، بلكه آن حضرت با ايراد چنين سخنانى مى‏خواست زنان را كه در نظر اعراب، موجودى بى‏ارزش و در حد يك حيوان بودند، بزرگ جلوه دهد. بدين جهت، زن را در رديف نماز كه امرى عبادى و مقدس است، قرار داد و با اين تعبير، زن را به بالاترين مقام ترقى داد.
«ميمونه»، همسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏گويد: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شنيدم كه مى‏فرمود: بهترين مردان امت من كسى است كه نسبت به همسر خود بهترين رفتار را داشته باشد و بهترين زنان امت من كسى است كه نسبت به همسر خويش بهترين كردار را داشته باشد. هر زنى كه آبستن مى‏شود، هر شب و روزى كه بر وى مى‏گذرد، برابر با هزار شهيد، اجر و پاداش دارد. بهترين زنان امت من زنى است كه در آنچه معصيت نباشد، رضاى شوهر را به دست آورد و بهترين مردان امّت من، مردى است كه با خانواده‏اش به لطف و مدارا زندگى كند. چنين مردى هر روزى كه بر او بگذرد، اجر صد شهيد دارد.
عمر گفت: يا رسول‏اللَّه! چگونه مى‏شود زنى كه رضايت شوهرش را به دست آورد، اجر هزار شهيد و مردى كه با خانواده‏اش مدارا كند، اجر صد شهيد را داشته باشد؟
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: بدان كه اجر زنان، نزد خداوند، بيش از اجر مردان است. به خدا سوگند كه ستم شوهر نسبت به زن، بعد از شرك به خدا، بزرگترين گناهان است. نسبت به رفتار با موجود ضعيف (زن و يتيم) از خدا بترسيد كه خداوند به خاطر ايشان، شما را مؤاخذه خواهد كرد. هر كه به اين دو نيكى كند، رحمت الهى نصيب او شود و هر كه بدى نمايد، مورد سخط و خشم الهى واقع شود.(2)
رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم معيار جوانمردى و فرومايگى انسان را چنين بيان مى‏فرمايد: جوانمردان، كسانى هستند كه زنان را گرامى مى‏دارند و فرومايگان نسبت به آنان اهانت مى‏نمايند. (3)
و در حديث ديگر مى‏فرمايد: بهترين شما كسى است كه با خانواده‏اش رفتار نيك داشته باشد. من نيز با خانواده‏ام چنين‏ام.(4)
ابن‏عباس از پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت مى‏كند: هركس دخترى داشته باشد و نسبت به او اهانتى روا ندارد و فرزند پسرش را بر او ترجيح ندهد، خداوند او را داخل بهشت مى‏كند. (5 )
و نيز مى‏فرمايد: هركسى كه از بازار، متاع و تحفه‏اى به خانه آرد، اول به دختران بدهد و سپس به پسران. هر آن كس كه دختران را شاد كند، گويى كه از ترس خدا گريسته است، يعنى همان تقرب و پاداش را دارد.(6)



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 12:55  توسط غلام اهل بیت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 روش برخورد پيامبر خدا نسبت به همسران خويش


پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با همسران خويش با مهربانى و عطوفت و عدالت رفتار مى‏كرد، به ايشان به نظر مساوى مى‏نگريست و ترجيحى ميانشان قايل نبود. حتى در مسافرتها هر كدامشان را كه قرعه به نامشان اصابت مى‏كرد، با خود مى‏برد، تندخويى‏ها و بدزبانى همسران خويش را تحمل مى‏كرد و هيچ‏گونه خشونتى نسبت به آنها به كار نمى‏برد.
بعضى از همسرانش از رفتار او سوءاستفاده كرده، گستاخى را به حدى رسانده بودند كه اسرار داخلى آن حضرت را فاش مى‏ساختند. (1)
فاش‏كنندگان اسرار داخلى، جز «حفصه» و «عايشه» نبودند. اين دو، عادت به اين كار ناپسند داشتند و خداوند متعال به دنبال افشاى اسرار، امر به توبه‏شان فرمود. (2)
به دنبال جنگ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با «بنى‏نضير» و «بنى‏قريظه»، بعضى از همسرانش (عايشه و حفصه) تصور كردند، چون گنجينه‏هاى يهود به دست پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم افتاده، بايد به فكر زندگى تجملى و اشرافى باشند.
به همين خاطر از آن حضرت تقاضاى زر و زيور كردند، ولى با مقاومت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم روبه‏رو شدند. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم سخنان درشت آنان را نشنيده گرفت.
ابوبكر و عمر (پدران عايشه و حفصه) كه از اين ماجرا آگاه شدند، درصدد تنبيه دخترانشان برآمدند، ولى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آنان را منع فرمود و فقط به كم‏توجهى به آن دو اكتفا كرد.
پس از يك ماه متاركه، وحى نازل شد كه زنان خود را به يكى از دو كار مخير كن.يا بايد با زندگى ساده و قناعت‏آميز تو بسازند و به پاداش اُخروى نايل شوند و يا اينكه هر كدامشان را كه در پى زندگانى پرتجمل هستند و اين نوع زندگانى را بر تو ترجيح مى‏دهند، با تجهيزات كافى و به نحو شايسته رها كنى.(3)
به طور كلى، رفتار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر اساس احترام زن و مقام والاى او بوده است و اين رفتار تا آخرين روز زندگانى آن حضرت ادامه داشت.



+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت 13:1  توسط غلام اهل بیت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 جايگاه زن در قرون وسطى


زن در قرون وسطا نه تنها نقش اجتماعى نداشت، بلكه خوار و ذليل و برده‏وار مى‏زيست و حتى او را عامل فساد و منفور خدا مى‏پنداشتند و اعتقادشان بر اين بود كه باعث بيرون راندن آدم از بهشت، زن بود.
در قرون وسطا از كشيشى پرسيدند: آيا مرد نامحرم مى‏تواند به خانه‏اى كه در آن زن هست، وارد شود؟
پاسخ گفت: هرگز؟ هرگز؟ و اگر در آن خانه مردى از محارم زن هم وجود داشته باشد و اين مرد نامحرم بر او وارد شود و زن را هم نبيند، باز گناه كرده است.(يعنى اگر مرد نامحرمى به طبقه دوم منزلى وارد شود كه در طبقه اولش زنى باشد، گناه نموده است. مثل اينكه وجود زن، عامل پخش گناه در فضا است). (1)
بسيارى از عيسويان، زن را برزخ ميان انسان و حيوان مى‏دانستند و در اينكه داراى روح باشد، ترديد داشتند.
در سال 586 ميلادى، مجلس بزرگى براى حل اين مسئله كه آيا زن داراى روح است يا نه در اروپا بر پا شد. پس از بحث فراوان، سرانجام قبول كردند كه زن داخل در نوع آدم است.(2)
«سن توماس داكن» مى‏گويد: «خداوند اگر ببيند مردى به زنى دل ببندد و عاشق او شود- حتى اگر آن زن، همسرش باشد- خشمگين مى‏شود، زيرا جز عشق خداوند نبايد در قلبش جاى بگيرد.
مسيح عليه‏السلام بدون همسر زيست و كسانى كه مى‏خواهند مسيحايى بشوند، نبايد زن بگيرند. به همين سبب، برادران مسيحى و پدران روحانى و خواهران مسيحى در سراسر عمر ازدواج نمى‏كنند، زيرا ازدواج، خدا را به خشم مى‏آورد و فقط بايد با خداى ما، عيسى مسيح، پيوند داشت، زيرا دو عشق در يك قلب جاى نمى‏گيرد. فقط آنهايى مى‏توانند حامل روح‏القدس باشند كه مجرد زيست كنند.»
زن در انديشه قرون وسطايى، منفور، عاجز و محروم از مالكيت است. وقتى انسان با املاك و اموال شخصى خود به خانه شوهر رفت، حق مالكيت از او سلب مى‏شود. مالكيت، خود به خود به شوهر انتقال مى‏يابد، زيرا زن، صاحب شخصيتى نيست. حتى امروز آثارى از آن در زن اروپايى به چشم مى‏خورد.(3)
زن در اروپا و ساير ممالك جهان به قدرى بى‏ارزش بود كه در هيچ اجتماعى او را به حساب نمى‏آوردند. علما و فلاسفه به مجادله مى‏پرداختند كه آيا زن اساساً روح دارد يا به كلى فاقد روح است؟ در صورتى كه روح داشته باشد، آيا روحش روح انسانى است يا حيوانى؟ و بر فرض داشتن روح انسانى، آيا وضع اجتماعى و انسانى او نسبت به مرد، وضع بردگى است يا كمى بالاتر از آن؟
زن گاهى وسيله شهوترانى و گاهى مانند چهارپايان در كار خوردن و آشاميدن و باردارى و زايمان و... بود. (4)
«ليكى» در كتاب «تاريخ اخلاق در اروپا» مى‏گويد: «در آن روزگار (قرون وسطا) مردها از سايه زنان مى‏گريختند و نزديكى و همنشينى با ايشان را گناه مى‏پنداشتند و عقيده داشتند كه برخورد با ايشان در كوچه و خيابان و سخن گفتن با ايشان- اگر چه مادران، همسران و يا خواهران باشند- اعمال و رياضتهاى روحى شخصى را تباه مى‏سازد.» (5)
استاد ابوالاعلى مودودى در كتاب «الحجاب» مى‏گويد: «از جمله نظريات اولى و اساسى در اين باره، اين بود كه زن، سرچشمه معاصى و اصل گناه و فجور است و براى مرد، درى از درهاى جهنم است، از آن جهت كه منشا تحريك و وادار كردن او به ارتكاب گناهان است و چشمه‏هاى مصايب انسان از وجود او برجوشيده است و از اين جهت، پشيمانى و شرمندگى براى او كافى است كه زن است و او را همى سزد كه از حسن و جمال خود شرم كند، زيرا اين حسن و جمال، يكى از سلاحهاى شيطان است كه هيچ سلاحى به آن نمى‏رسد و سزاى اوست كه كفاره بپردازد و هيچ‏گاه پرداختن كفاره را ترك نكند، زيرا هم اوست كه انواع بلايا و بدبختى‏ها را براى زمين و ساكنان آن به ارمغان آورده است.»(6)
«ترتوليان»، يكى از پيشوايان مسيحى، در مقام بيان نظر مسيحيت درباره زن مى‏گويد: «بى‏گمان زن مدخل شيطان به درون نفس انسان است و مرد را به سوى شجره ممنوعه مى‏راند و شكننده قانون خدا و زشت كننده صورت خدا (مرد) است.»
«كراى سوستام»، يكى از بزرگان مسيحيت، درباره زن مى‏گويد: «او شرى است كه از آن گريزى نيست. او وسوسه‏اى جبلى و آفتى دلپذير و خطرى براى خانه و خانواده و معشوقه‏اى عاشق‏كش و مارى خوش خط و خال است.» (7)



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 13:10  توسط غلام اهل بیت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً


 




 

درباره وبلاگ :



 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


كل بازديد ها :




در آستان فاطمه(س)...
جايگاه زن در دنياى كنونى غرب
شخصيت زن از ديدگاه پيامبر (ص)
روش برخورد پيامبر خدا نسبت به همسران خويش
جايگاه زن در قرون وسطى
جايگاه زن در نظام سلطنتى
جايگاه زن در ملل باستان
ملاك برترى انسان
جايگاه و موقعيت زن در اسلام
نمونه اي از سنگدلي در زمان جاهليت
پيش‏فروشى زن در زمان جاهليت
جنايات نسبت به زنان و دختران
جايگاه زن در عصر ساسانيان
جایگاه زن در عصر جاهلیت